تبلیغات
آموزش رایگان زبان انگلیسی - اشعار عاشقانه
آموزش رایگان زبان انگلیسی
زكات العلم نشره

مرتبه
تاریخ : شنبه 20 فروردین 1390
اشعار عاشقانه همراه با عکس




من آمده ام که با تو راهی بشوم
آنی که تو از دلم بخواهی بشوم
دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!
می خواهم از این به بعد ماهی بشوم


در اوج یقین اگر چه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره در شب، یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست
 
-------------------------------------

سردم شده است و از درون می سوزم
حالا شده کار هر شب و هر روزم
تو شعر مرا بپوش سرما نخوری
من دکمه ی این قافیه را می دوزم



----------------------------------



بیهوده در اضطراب ماندیم همه
در تاب و تب و عذاب ماندیم همه
این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد
عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه



----------------------------------



با دیدن تو دست و دلم می لرزد
زیبایی تو چقدر وحشتناک است
انگار که چاره ای ندارم دیگر
دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟


----------------------------------



من آمده ام که با تو راهی بشوم
آنی که تو از دلم بخواهی بشوم
دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!
می خواهم از این به بعد ماهی بشوم

----------------------------------------------


ز چه ره تو آمدستی که چنین شکسته بالی
ز کدام قصه آیی که جدا ز حس و حالی
بنشستمت که آیی و که با منت نشینی
نه به یک شب و یکی روز که صد هزار سالی

-------------------------------------------

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!





طبقه بندی: كمیاب های اینترنت،  بخش سرگرمی،  متفرقه،  بخش ادبی، 
برچسب ها: اشعار عاشقانه، اشعار عاشقانه با عکس،
ارسال توسط حامی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام موضوع برای شما مفید تر است و باید مطالب بیشتری در مورد آن ارسال شود؟








صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ